سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1385
ایا خبر دارید ؟
جلسه سراسری قاچاق بران افغانستان
به ادامه جلسات گزشته این جلسه نیز دیروز در حالی برگزار شد که همه قلدران این عرصه اعم ازقاچاق بران ارشد نیمه ارشد/شرکاء دولتی/کرایه کاران/کمیشن کاران/تولیدکنندگان و صادر کننده گان حضور داشته و با چک چک ها و تشویق های فراوان از فعالیت های گزشته همه اعضاء تقدیر و تمجید نموده و به تصویب ماده های جدیدو مفید و علاوه نمودن موارد ذیل در قانون اساسی دنیائی مواد مخدر جلسه را به پاین رساندند.
1- طوری که به همه شما محترمین که در عرصه بگیر و بفروش این مواد طلائی سهیم هستید معلوم است بعض اشخاص وجود دارند که خو اهان کاهش کشت و زرع این ماده گران بها میباشند و باید جدا در مورد افزایش زرع و تولید آن اندیشیده و جلو تبلیغات ایشان را به طریقه مناسب گرفته و یا هم آن مزاحمین را به زود ترین فرصت شناسائی و به پنجه مرگ تحویل داد.
2- به موسسات و ادارات که در سدد جلو گیری از کشت و زرع این ماده به طریقه ها و نیرنگ های غیر مستقیم با فراهم نمودن کشت بدیل و ایجاد زمینه شعل و کار های قانونی هستند باید هشدار داده شود تا دست ازین خود کشی ها بر داشته و رنگ خود را ازین کشور گم نمایند.اگر بعد ازین اخطار ها دست از سر ما بر نداشتند باید اخطار های مهم به شمول فیر های راکت /ماین گزاری و یا هم هدف قرار دادن اعضاء مهم ایشان عملی خواهد بود.
3- دهقانان محترم که درین عرصه مصروف خدمات و همکاری های ارزنده هستند باید بیشتر تشویق و همکاری شده و در نرخ های تو لیدات شان بعد از تائید شوری قلدران ارشد در مورد بلند بردن نرخ های مواد مخدر و تولیدات ایشان تجدید نظر صورت بگیرد تا خدای نکرده نشود که با پیدا کردن شعل و حرفه با درآمد قانونی دست ازین کار بردارند!
اما نباید این نکته را هم فراموش کرد بهبودی کامل وضعیت زندگی و اقتصاد این گروه اساسی و عمده سبب دلسردی ایشان ازین پروسه گردیده وباید همیشه وضعیت اقتصادی شان تحت مراقبت جدی کمیسیون مربوطه قرار داشته باشد.
4- (کمیسیون استخدام همکاران در پست ها دولتی) بعد ازین باید اقدام جدی نموده و در جای بجائی و استخدام کارمندان بلند رتبه دولتی به خصوص والیان ولایات و قومندان های امنیه توجه خاص مبذول نمایند.
اگرچه تا حال این کمیسیون توانسته 90 فیصد این مامورین را حسب میل ما استخدام نماید که واقعا این شاهکاری ایشن قابل تقدیر بوده و این موفقیت را به همه شما به خصوص اعضاء این کمیسیون فعال تبریک میگوئیم.
به خاطر تکمیل این پروسه باید 5 فیصد از عوائید خود را طی شش ماه اینده تمام اعضاء و حاضرین این جلسه بپردازند تا به خاطر پرداخت رشوت در بدل استخدام و تبدیلی ها جدید به مصرف برسد.
5- ازین که امروز می بینیم پارلمان کشور بسیار صلاحیت دارد و نفوذ درین دربار تقنین خالی از اهمیت برای ما نبوده و حمایت کامل ایشان باعث رونق بیشتر در کار و بار ما میگردد.
اگر چه دوستان هم آن جا داریم که تعداد شان اندک بوده و باید را های برای همکار بیشتر ایشان جستجو شود/ و این را هم نباید فراموش کرد در انتخابات بعدی باید حد اقل 95 فیصد اعضاء پارلمان و شوری ملی افغانستان از دوستان و همکاران نزدیک خود مان باشند.اگرچه به بودجه گزاف ضروت داریم که میتوان آن را با همکاری شرکا ء بین المللی مان مرفوع ساخت.
ماده های فوق الذکراز طرف تمام اعضاء تائید و بعد ازین مرعی الاجرا میباشد
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385
از دنیا ی امراض
به نام خداوند توانا
نظر به معلومات واصله از ولسوالی کوهستان ولایت دور افتاده بدخشان درین اواخر در قریه کلات ولسوالی کوهستان مرض سینه بغل همرا با سردرد و استفراغ از دو هفته قبل تا حال شیوع یافته که درین قریه و در اکثر قراء همجوار هیج خانه وجود ندارد که دو و یا چند نفر به این مرض مصاب نبوده و ازین مرض مهلک رنج نبرند .
قابل یاد آوریست که طی این دو هفته جان دو کودک و دو شخص مسن را تنها در قریه متذکره گرفته و از دیگر قراء همجوار ارقام دقیقی در دست نیست و اما حدس زده میشود این ارقام در حال افزایش چشمگیری بوده و جان ده ها تن را تهدید مینماید.
البته قریه مذکور به کدام کلنیک نسبتا مجهز دست رسی نداشته و به مشکلات عمده طبی دچار هستند.
از مقامات محترم که درین عرصه کار و فعالیت دارند آرزو مندیم که صدای ایشان را به مراجع کمک کننده طبی و یا مقامات ذی صلاح دولتی رسانیده تا باشد از تلفات سنگین و این بحران انسانی جلو گیری گردد.
پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385
شیشه قلب
روزگار دل به کس دادم ولی شیشه قلبم به سنگ زد شکست
این دل بشکسته افسرده را رفت در تار محبت لیک بست
دیده و دل هردو میدیدند ترا لیک یکدم هردورا غم کور کرد
از تو من دلگیر چندان نیستم چون کسی دیگر چنین با زور کرد
تا من و تا این دل شیدا بود تا که یاد و بود از لیلی بود
از غم و جوریکه دادی بر دلم از دلم هرجای واویلا بود
آفتاب آمد سحر گاهی خموش گفت چیزی اندک و خوبی به گوش
روز آیم شب روم گاه زیر ابر بر جمال و وصل آن خوبان مکوش
چون گل در موسم سبز بهار دیدمت در بوستان و مرغزار
لیک در فصل شتا رفتی ز پیش ناله و دردم بدادی بی شمار
دیگر ای بلبل مخوانم ناله از نی و وز ناله ها آید بدم
دوستی را نیست بر من اعتبار بر کتاب عشق حالا مرتدم
قلب من صد پاره از درد و غم است هر نوایم شرحه شرحه ماتم است
پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385
مخمس به غزل حافظ علیه الرحمه
مخمس
دل را به خیال لب خندان تو دارم شب تا به سحر ناله و افغان تو دارم
زخمی به دل از ناوک مژگان تو دارم آشفتگی چون زلف پریشان تو دارم
ای دوست مرا بین چه ز هجران تو دارم
روز من افسرده ز هجرت شب تارست گل ها در دیده من دسته خار است
بی روی تو ای ماه کی ام صبر و قرار است دل را به سر زلف دلارای تو کار است
میل کرم از روی گل افشان تو دارم
ای یار بیا یک نظر جانب ما کن درمان دل خسته این بی سرو پا کن
ما را به شکر خنده ز محزونی رها کن " آهنگ وفا ترک جفا بهر خدا کن"
ذوقی سخن از لب و دندان تو دارم
ای دوست بیا بین تو که هنگام بهار است هر گوشه گل و سبزه و صد برگ قطار است
بر صحنه گیتی چه عجب نقش و نگار است گل بی رخ زیبای تو یارا چه بکارست
چون من هوس گل ز گلستان تو دارم
درد غم هجری تو نه در شرح و بیان است سیلاب سرشکم همه جا بی تو روان است
دیگر به من از هجری تو کی تاب و توان است باقی به کفم مانده همین مایه که جان است
قربان تو قربان تو قربان تو دارم
کن لطف و مکن دوری و مستوری نگارا آخر مکشم از غم و مهجوری خدا را
شاداب کن از فیض جمالت تو ضیا را " امروز که سرمایه حسن است شمارا"
مگزار بسوزم من و حرمان تو دارم
چهارشنبه هجدهم بهمن 1385
نفوس افغانستان طی سال های مختلف
|
شماره |
سا لها |
اناث دهاتی |
ذکور دهاتی |
مجموع هردوجنس |
اناث شهری |
ذکور شهری |
مجموع هردوجنس |
مجموع شهری ودهاتی |
مجموع نفوس کشور |
|
1 |
1385 |
8671.1 |
9042.7 |
17713.8 |
2359.0 |
2503.1 |
4862.1 |
22575.9 |
24.1 |
|
2 |
1384 |
8487.5 |
8851.2 |
17338.7 |
2309.1 |
2450.1 |
4759.2 |
22097.9 |
23.6 |
|
3 |
1383 |
8326.1 |
8682.9 |
17009.0 |
2265.2 |
2403.5 |
4668.7 |
21677.7 |
23.2 |
|
4 |
1382 |
7824.6 |
8237.3 |
16061.9 |
2209.8 |
2419.7 |
4629.5 |
20691.4 |
22.2 |
|
5 |
1381 |
7713.9 |
8120.9 |
15834.8 |
2130.4 |
2332.6 |
4463.0 |
20297.8 |
21.8 |
|
6 |
1380 |
7.6 |
8.0 |
15.6 |
2.06 |
2.25 |
4.31 |
19.91 |
21.4 |
|
7 |
1379 |
7.49 |
7.89 |
15.38 |
1.98 |
2.17 |
4.15 |
19.53 |
21.03 |
|
8 |
1378 |
7.49 |
7.66 |
15.15 |
1.94 |
2.07 |
4.01 |
19.16 |
20.66 |
|
9 |
1377 |
7.38 |
7.54 |
14.92 |
1.88 |
1.99 |
3.87 |
18.80 |
20.3 |
|
10 |
1376 |
7.27 |
7.43 |
14.70 |
1.81 |
1.93 |
3.74 |
18.44 |
19.94 |
|
11 |
1375 |
7.16 |
7.32 |
14.48 |
1.75 |
1.86 |
3.61 |
18.09 |
19.59 |
|
12 |
1374 |
6.94 |
7.31 |
14.25 |
1.67 |
1.82 |
3.49 |
17.74 |
19.24 |
|
13 |
1373 |
6.84 |
7.2 |
14.04 |
1.61 |
1.76 |
3.37 |
17.41 |
18.91 |
|
14 |
1372 |
6.73 |
7.09 |
13.82 |
1.56 |
1.7 |
3.26 |
17.08 |
18.58 |
|
15 |
1371 |
6.63 |
6.98 |
13.61 |
1.50 |
1.64 |
3.14 |
16.75 |
18.25 |
|
16 |
1370 |
6.53 |
6.87 |
13.40 |
1.47 |
1.56 |
3.03 |
16.43 |
17.93 |
|
17 |
1369 |
6.42 |
6.75 |
13.17 |
1.43 |
1.52 |
2.95 |
16.12 |
17.62 |
|
18 |
1368 |
6.32 |
6.65 |
12.97 |
1.38 |
1.47 |
2.85 |
15.81 |
17.31 |
|
19 |
1367 |
6.22 |
6.54 |
12.76 |
1.32 |
1.43 |
2.75 |
15.51 |
17.01 |
|
20 |
1366 |
6.12 |
6.45 |
12.57 |
1.29 |
1.36 |
2.65 |
15.22 |
16.72 |
|
21 |
1365 |
6.01 |
6.36 |
12.37 |
1.24 |
1.32 |
2.56 |
14.93 |
16.43 |
سه شنبه هفدهم بهمن 1385
از م م ض
ای دل نما فراموش
ای دل نما فراموش آن یار بی وفارا.
آن دلبر پر از جنگ پر کین و پر جفا را
آن کو شکست یکدم با حیله ها و خم خم
این قلب ساده و پاک این یار بی نوارا
در کهکشان فکرت هرگز مکن خیالش
از من و از دل من بشنو تو مدعا را
دیگر به کوی خوبان زنهار سیری باشد
این قلب داغدیده کشتی و نا خدا را
از روزگار دیرین دارم هزار دردی
درم عیان نباشد جز ذات کبریارا
افتیده بود مرغ در باغ آرزویم
بال کشید و پر زد از ارض تا سمارا
درد به من تو دادی خلق جهان ندیده
نی است کس طبیبش نشناسد او دوا را
از هر چه خسته هستم از خود گسسته هستم
نی لب به باده کوشد نی گوش من نوارا
هر گز کی نبیند این مشکل که ماراست
نی قهر و ناله کارست نی عذر و یا مدارا
شب تا سحر دلم را جز یاد و بود او نیست
دل صد نوا نماید کش نشنود صدا را
گاهی دلش چو موم است گاهی ز سنگ سخت است
تشخیص نکرد ضیائی یک بام دو هوا را
چهارشنبه یازدهم بهمن 1385
مدیریت
مقدمه
ظهورسازمانهای اجتماعی وگسترش روزافزون انها یکی از خصیصه های بارز تمدن بشری است .
وبه این ترتیب وبا توجه به عوامل گوناگون مکانی و زمانی و ویژگیها و نیازهای خاص هر جامعه هر روز بر تکامل و توسعه این سازمانها افزوده می شود .بدیهی است هر سازمان اجتماعی برای نیل به اهدافی طراحی شده و با توجه به ساختارش نیازمند نوعی مدیریت است . یکی از پیامدهای مهم در هم ریخته شدن نظام ارزشی غرب حاکم شدن مکتب اصالت نفع بر روند فعالیتهای اقتصادی و تولید است .معتقدین به این مکتب یک عمل را تا انجا درست قلمداد میکند. که برای فرد یا افرادی بیشترین خوشی و اسایش را به بوجود اورد به بیان دیگر ملاک درستی یک عمل نتایج ان است نه شیوه انجام ان عمل.
تعریف مدیریت
مدیریت فرایند به کارگیری مؤثرو کارآمد منابع مادی وانسانی در برنامه ریزی سازماندهی بسیج منابع وامکانات هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می گیرد.
واقعا باید گفت ؛که در ابتدا انسانها درباره مدیریت چقدر میدانند؟دانش مدیریت تا چه حد علمی است و آیا مدیریت علم است یا هنر؟ بخشی از مدیریت را میتوان از طریق مدریت آموزش فرا گرفت و بخشی دیگررا ضمن کار باید آموخت در واقع بخشی را که با آموزش فرا گرفته می شود علم مدیریت است . و بخشی را که موجب به کار بستن اندوختها در شرایط گوناگون می شود هنر مدیریت می نامند. «به عبارتی دیگر سخن علم دانستن است و هنر توانستن .»
نظریه نقشهای مدیریتی
جدیدترین نظریه مدیریت نظریه نقشهای مدیری است اساس این نظریه این است که آنچه را مدیر انجام میدهد باید ملاحظه نمود و بر پایه چنین ملاحظاتی فعالیتها یا نقشهای مدیری را معین کرد . آدیزس (adizes ) با مطالعه مدیریت برای اداره موثرهر سازمان چهارنقش « مدیر تولید ـ اجرای ـ ابداعی و ترکیبی » را لازم میداند هر یک از این نقشهای مدیری با یکی از خرده سیستم و یک سیستم اجتماعی ارتباط دارد . زیرا هر نوع سازمانی خواه بازرگانی،صنعتی یا اداری یک سیستم اجتماعی است و بیشتر خرده سیستم های اجتماعی مرکب از خرده سیستم های به هم پیوسته زیادی هستند . که شامل خرده سیستم های انسانی ، اجتماعی ، اداری ، ساختاری ، اطلاعاتی ، تصمیم گیری و تکنولوژی اقتصادی است . ادریزس این چنین استدلال می کند که به طور کامل هر چهار نقش را ایفا کنند و هیچ گونه سبک مدیری غلط نداشته باشند اندکند زیرا چنین مدیری باید تکنسینی عالی ، رئیس ،مبتکر و نیز ترکیب کننده باشد. هر مدیری با توجه به نوع کار سطح سازمان و شرایط محیطی به درجاتی از مهارتها ی مدیری نیاز دارد . مدیریت به شکل یک هرم است که در پایین ان عالی ،در وسط میانی ، در بالا عملیاتی ؛مدیران عملیاتی ،این مدیران سرشان بسیارشلوغ است و مراجعه مکرر افراد موجب انقطاع کارشان می شود . و اغلب مجبورند برای نظارت در رفت وامد باشند و برای پرسنل خود ماموریتهای کاری خاص تعیین کنند وبا برنامه عملیاتی تفصیلی کوتاه مدت طرح ریزی کنند.
مدیران میانی؛ انها به طور مستقیم به مدیریت رده بالا گزارش میدهند کارشان مدیریت بر سرپرستا ن است و نقش حلقه واسطی را میان مدیریت عالی و مدیران عملیاتی به عهده دارند بیشتر وقتها به تحلیل دادهها ،اماده کردن اطلاعات برای تصمیم گیری تبدیل تصمیمهای مدیریت عالی به پروژههای معیین برای سرپرستان و جهت دادن به نتایج کار مدیران عملیاتی است . مدیریت عالی ؛ مدیری که در نقشهای عملیاتی و میانی موفق بوده و عملکرد کلی واحدهای عمده را ارزیابی می کنند و درباره موضوعات و مسائل کلی با مدیران سطح پایین به تبادل نظر می نشینند و بیشتر وقتشان را با همکاران یا افراد خارج از سازمان واندک زمانی را با افراد زیردست می گذرانند .
هرمدیری باید خلاقیت داشته باشد خلاقیت یعنی به کارگیری توانایهای ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید تداوم حیات سازمانها به باسازی انها بستگی دارد؛ باسازی سازمانها از طریق هماهنگ کردن اهداف یاـ وضعیت روز و اصلاح و بهبود روشهای حصول این اهداف انجام می شود .
ماکسیم گورکی می گوید :اگر کار تفریح باشد زندگی لذتبخش است و اگر وظیفه باشد زندگی بردگی است .
خلاقیت مدیران
هر مدیری باید خلاقیت داشته باشد خلاقیت یعنی به کارگیری توانای های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید . تداوم حیات سازمان ها به باسازی آنها بستگی دارد باسازی سازمان ها از طریق هماهنگ کردن اهداف با وضعیت روز و اصلاح و بهبود روش های حصول این اهداف انجام می شود .
چه کسی خلاقیت و نوآوری می کند ؟
هر انسان مدیر یا غیرمدیری از استعداد خلاقیت برخوردار است بنابرین نباید خلاقیت فقط در انحصار مدیران خاصی باشد زیراآنچه که محکمتر از وجود استعداد خلاقیت است جلوگیری از عوامل بازدارنده ظهور آن است که در صورت آزاد سازی ذهن از پیش فرض ها و الگو های زنجیرهای ذهنی در مدت کوتاهی توان خلاقیت و به کارگیری فکر های نو در عمل را می توان دو برابر افزایش داد.
مدیریت موفق و مؤثر
مدیریت موفق و مؤثر عبارت است ؛ از کسب اهداف سازمانی یا چیزی بیش از آن . « ویلیام جمیز» با تحقیقی که درباره انگیزش انجام داد ، به این نتیجه رسید که کارکنان ساعتی ، تقریباً با میزان کاری در حدود20الی 30 درصد توانایی یشان می توانستند شغل خود را حفظ کنند و اخراج نشوند؛ این تحقیق همچنین نشان داد که اگر کارکنان، انگیزش بیشتری داشته باشند تفریباً با 80 الی 90 درصد توانای خود، کارمی کنند . مدیری که بتواند حداقل کار مورد قبول را با استفاده از امکانات مدیری مانند : توبیخ ، کسر حقوق و .... فراهم سازد ؛ مدیر موفق نامیده می شود ولی مدیر مؤثر کسی است که بتواند 80الی 90درصد توانای های افراد را به کار گیرد .
چگونه می توان مدیرموفق ومؤثری بود ؟
برای موفق و مؤثر بودن ، توانای های ذاتی و اکتسابی معینی لازم است . مدیر مؤثر نیاز به توانای های فنی ، انسانی ادراکی ، طراحی و حل مسائل دارد . یک مدیر موفق ، نگرش و انگیزه های معینی دارد. پاداش های سازمانی (اضافه حقوق ، ارتقاء و ...) و جو سازمانی بر انگیزه و انگیزش وی اثر دارد . یکی دیگر از موفقیت ، رویدادهای پیش بینی نشده وامدادهای غیبی است ؛ زیرا همیشه توانای های افراد نیست که برای ایشان موفقیت می اورد . بررسی میزان موفقیت و مؤثر بودن هر مدیر بر اساس دیدگاه و معیارهای سازمانی صورت می گیرد .
برنامه ریزی
هنگامی که آدمی در مسیر رشد عقلانی خود به ضرورت برنامه ریزی در زندگی خویش پی برد، آن را در نظام های اجتماعی به عنوان ابزاری در خدمت مدیریت و رهبری ، مورد توجه قرار داد و امروز می بینیم که ساختار وجودی سازمان ها پیچیده گشته اند ، که بدون برنامه ریزی های دقیق نمی توانند به حیات خود تداوم بخشند.
تعریف برنامه ریزی
برای دست یافتن به هدف مورد نظر ، باید قبل از تلاش فیزیکی یا اقدام به انجام کار، تلاش ذهنی یا برنامه ریزی کافی صورت بگیرد.« برنامه ریزی شالودۀ مدیریت را تشکیل می دهد ».
فلسفۀ و ضرورت برنامه ریزی
فلسفۀبرنامه ریزی به عنوان یک نگرش و راه زندگی که متضمن تعهد به عمل بر مبنای اندیشه ، تفکر و عزم راسخ به برنامه ریزی منظم و مداوم می باشد ، بخش انفلاک ناپذیر مدیریت است؛ فرد و سازمان برای رسیدن به اهداف خویش نیاز به برنامه ریزی دارند ، بنابراین ضرورت برنامه ریزی ، برای رسیدن به جز ئیترین اهداف یک واقعیت انکار ناپذیر است . نیاز به برنامه ریزی از این واقعیت نشأت گرفته است .« همۀ نهادها در محیطی متحول فعالیت می کنند».
سازماندهی
انسان ذاتاً کنجکاو است با حواس پنجگانۀ خود به جستجو در دنیای اطرافش پرذاخته تلاش می کند تا مشاهداتش را در قالب های منسجم نظم بخشد . انسان امروزی نه تنها نیمی از روزش را به همکاری در تلاش های گروهی می گذراند بلکه نیم دیگر را به تماشای تلویزیون ، خواندن روزنامه و کتاب یا به مجامع عمومی برای سرگرمی سپری می کنند که همگی حاصل تلاش گروهی انسانها در واحدهای سازمانی است . نظریه پردازان سازمان از حوزه های گوناگون نظیر : مدیریت ، روانشناسی ، جامعه شناسی ، علوم سیاسی، اقتصاد، مردم شناسی، مهندسی ، مدیریت بیمارستانی و ... پدید آمده اند و هر یک چیزی براین موضوع افزوده اند .
تعریف سازماندهی
سازماندهی ، فرایندی است که طی آن تقسیم کار میان افراد وگروه های کاری و هماهنگی میان آنان ، به منظور کسب اهداف صورت می گیرد .
انواع مختلف سازماندهی
روش های بسیار متفاوتی برای دسته بندی سازمان ها هست ؛ سازمان رسمی و سازمان غیر رسمی
سازمان رسمی وغیر رسمی :سازمان رسمی را مسؤلین به طور قانونی بنیانگذاری و تصویب می کنند و در آن تعداد مشاغل ، حدود وظایف و اختیارات و چگونگی انجام آن مشخص می شود . ساختارهای رسمی در واقع تخیلی هستند زیرا سازمان آن گونه که پیش بینی عمل نمی کند ؛ اما سازمان های غیررسمی بیانگر حالت واقعی است، یعنی چگونگی عمل سازمان را به طور واقعی نشان می دهد . بعد از انکه ساختار رسمی ایجاد می شود ، سازمان غیر به طور طبعیی در چارچوب آن پدیدار میگردد؛ سازمان غیر رسمی حاصل تعامل اجتماعی مداوم است و ساختار رسمی تعدیل ، تحکیم یا گسترش می دهد .
تعریف سازمان رسمی
در سازمان رسمی ، مدیر روابط سازمانی را به طور مکتوب و به کمک نمودار با دقت هر چه بیشتر برای کارکنان تشریح می کند . تغیرات بعدی در صورت لزوم می تواند به طور رسمی یا غیر رسمی انجام شود .
تعریف سازمان غیر رسمی
دراین سازمان ، مدیر روابط سازمانی را به طور شفاهی برای کارکنان توضیح می دهد و این روابط را بر حسب نیاز تغییر می دهد .
برنامه ریزی فرایندی است که به موجب آن شما آینده خود را دائماً می سازید « روجرفریتز»
یکشنبه هشتم بهمن 1385
از م م ض
ای یار میرم
مه میرم میروم ای یار میرم
شهراب کهنه از بازار میرم
بر آن زخمیکه بر قلبم زدی تو
ز پیشت با هزار آزار میر م
برویم داغ حسرت گشته پیدا
ز یاد دختر عیار میرم
تو قلب داغدار من شکستی
چو سودا از سرت این بار میرم
چو شبنم از سر گل های وحشی
سحرگاهی دل افگار میرم
ستم های که بر من کرده تو
دل پر غصه خون بار میرم
فلک بود یا تو ای بی عهد و پیمان
زدی خنجر ز پشتم زار میرم
الهی بشکند دست که آخر
شکست پیمان آن دلدار میرم
بسوی خلوت خود کامی وصل
ازین دیر و ازین دربار میرم
گل را که به من چون گل نمودی
برآمد عاقبت آن خار میرم
چو آ هو های وحشی و سبک پای
بسوی دره و کهسار میرم
ز بد عهدی آن دخت ستم کیش
رخ زرد دیده خونبار میرم
شنبه هفتم بهمن 1385
دل وجان
ای دل و جان که بهرت زنده ام
ای درو یاقوت بس ارزنده ام
ای امید زندگانی و حیات
بهترینم در تمام کائینات
همدم شادی و درد و حسرتم
پاسدار آبرو و عزتم
بوستان و باغ دنیا ام تو ئی
راحتیی قلب تنهایم توئی
نیست جز تو دلبر رعنا مرا
در نبودت کی بود فردا مرا
سینه ام از دوریت در درد و درد
چهره ام از فرقتت گردیده زرد
تا من و تا این دل شیدا بود
از فراقت ناله رنج و آه بود
بلبل پر کنده سرماستم
نیستم جای و در هر جاستم
نی مرا ارامی و صبر و قرار
نی به جز قول تو کس را اعتبار
توستی کو دل بخواهد روز وشب
دل به سینه میتپد پر تاب و تب
یاد رویت بر دلم صبر و قرار
بوی کویت بر مشامم مشکبار
تا که جان بر تن مرا ای جان بود
بر تو ام امید و هم پیمان بود
تا برند تابوت من را در قبر
با فراقت این دل من را صبر
من کشم صد سال دیگر انتظار
بر امید وصلت روی تو یار
از تو گرچه جور ها بس دیده ام
کوه باشد خار و هم خس دیده ام
دل نبگزارد فراموشت کنم
تن نبگزارد در آغوشت کنم
تا ضیائی را که جان آید به لب
با تو عشق و احترامست و ادب
یکشنبه یکم بهمن 1385
از شاعر گمنام
وداعیه منظوم به مناسبت بر طرفی قومندان امنیه بدخشان " امام الدین مطمئن
رفتی اما چور کرده ملک ما را مطمئن کرده ویران خانه خلق خدا را مطمئن
این خیابان کهن افسانه ها دارد به یاد لیک نشنودی تو این افسانه ها را مطمئین
میروی اما سری افگنده اندر زیر پای کین چنین رفتن بود زیبا شما را مطمئین
با کمال بی حیائی اندرین فصل خنک از گلیم بیرون نمودی هر دو پارا مطمئن
بس تلف کردی حقوق بیوه و بیچاره گان در نوا آورده صد بینوا را مطمئن
فارغ از آه فقیران چند غفلت تا بکی عاقبت بر سر خوری سنگ قضارا مطمئن
مطمئنم هر کجا باشی نباشد اطمنان مردمان مستمند آن ولا را مطمئن
نی لیاقت نی شرافت نی به دولت پای بند داده ترجیح مکر وحم و دغارا مطمئن
ترس خالق شرم مخلوقت نبود کس ندیده چون تو مرد بی حیا را مطمئن
این زر اندوزی و قدرت را نباشد اعتبار سهم اسکندر چه شد از ملک دارا مطمئن
دشمن سر سخت مظلوم حامی قاچاق بر کردی از قانون تخطی آشکارا مطمئن
در محابس تا توانستی بنام مافیا جای عضو باند افگندی گنا را مطمئن
پر نمودی جیب از پول فروش پاسپورت تا مساعد یافتی بر خود قضا را مطمئن
دیگرش مسپار کاری ای وزیر هوشمند
میکند بد نام هرجا چون شما را مطمئن
30-10-1385 فیض آباد
