تبليغاتX
به وبلاگ ضیائی خوش آمدید

چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386

سال نو تان مبارک باد

سال نو ۱۳۸۷ هجری شمسی را به تمام مردم جهان تبریک و تهنیت عرض نموده و آن را سال پر از صلح صفاء و صمیمیت برای مردم رنج دیده افغانستان میخواهم

نوشته شده توسط ضیائی در 2:37 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه دوم اسفند 1386

 

 

اعلامیه  اتحادیه معلمین افغانستان

 

 

 

دیروز اتحادیه معلمین افغانستان با استفاده از رخصتی زمستان وزمان بی درد سری و دور شلوغ  شاگردان چاقو کش و پنجه بوکس به دست  در خیبان  پر کاران کم مزد جلسه شاهانه تشکیل داده و دست به بیرون کشیدن  درد های کهنه شده و ناسور قلب خویش زدند.

آری! دیگر جه میکردند!؟؟؟ اگر این را هم که از دست شان میامد  و بدون خرج بود نمیکردند  دیگر معلم در افغانستان نمی ماند.

متعجب نشوید!

وقتی درد دل هر انسانی کهنه شود و این غم را در دلش به طول پادشاهی  بابائی ملت و یا ریاست جمهوری  رئیس جمهور قره قل پوش چپن دراز خود مان  نگهدارد  معلوم است که به زخمی ناسوری تبدیل شده و هر انسان را هلاک میکند , چه رسد به معلمین بیچاره که در طول سال دسترخوان شان  از نان خشک پر نمیشود و پا های شان از آتش گرم.

باز فرق این زحمت کشان بی مزد با دیگر افراد و طبقات جامعه زیاد است! بدن شان در مقابل حملات و صدمات بیرون هیج مقاومت ندارند, حتی مکروب های بسیار کوچکتر از مکروب های امروزی شاید محکوم به مریضی های لا علاج و بی درمان شان کند.

اگر راستش را بپرسی همه امراض برای آنها لا علاج است! بلی  لا علاج! اگر پول چند کپسول تاریخ گزشته پاکستانی  در  جیبت نباشد  سر دردی اندک تهدیدت میکند و خوش یا خسته باید اقلا 24 ساعت به خواب زمستانی فرو بروی.

حتی توان این را هم ندارند که از تبنگ های پلی خستی هم چند تا کپسول را خریده و به پسر اسهال خود برای رفع مسئولیت بخورانند.

به هر صورت  وضعیت انها را به حال خودش گزاشته و به سراغ   جلسه  این بزرگواران  با هم میرویم , تا بیبینیم چه میشود.

این جلسه طوری که قبلا گفتیم دیروز  در هوای ازاد که تنفسش برای همه افراد جامعه خالی از فائیده نیست به وقوع پیوست که اشتراک کننده گان جلسه هوای سرد زمستانی را خیا هوی خویش مانند اطاق خدمه های خانم رئیس  جمهور  و  بازار مدیریت پاسپورت  گرم نموده بودند.

از میان اشتراک کننده گان  پیره مرد مسنی با صدای گرفته  شعار میداد  و از تهی دل فریاد میزد!  چرا  به وضعیت ما کسی  توجه نمیکند؟؟؟

چرا  مارا نا دیده میگرند؟؟

چرا به زندگی ما بیچاره ها توجه نمیشود در حالیکه همه این وزرا , رئسا و حتی این رئیس جمهور  دموکرات از زیر دست ما بر امده اند و نام خدا صد نام خداسرو کارشان حالا  از ما خلاص شده و کلش به خارج است که حتی آب حمام شان را هم از خارج میاورند.

درین میان معلم ریاضی  قدم را پیش گزاشته و رشته سخن را به دست گرفته افزود!

بلی ! من شاگردی خود را می شناسم که تا صنف  12  حساب انگشتانش را نمیدانیست  اما حلا من حساب پول هایش را به معدله سه مجهوله درجه صد هم پیدا کرده نمیتوانم. او حالا  رئیس است. کاش من هم ازین الجبر و ریاضی  حرف نمیدانستم تا حالم این قسم بد نمی شد.

معلم تاریخ با قیافه مسئولانه گفت :  نام و کارکرد های این دولت  بی مسئولیت  در تاریخ افغانستان بی نظیر است!

تاریخ  این ظلم را که بر معلیمن روا میدارد فراموش نخواهد کرد.

این خورد نگری به آموزگاران جامعه  لکه ننگی در تاریخ معارف افغانستان خواهد بوده و در کره مریخ هم چنین بی انصافی را کسی به چشم خویش ندیده است.

معلم کیمیا  که بسیار نا راحت و پریشان به نظر میرسید افزود :

در تعاملات انسانی  حیثت یک کتلست را معلمین دارند! معملین هستند که پروسه  شخصیت سازی را سرعت بخشیده و انسان های مدار آخر را به هسته ثروت نزدیک میسازند.

معلم بیولوژی که وضعیت کوچه ها و پس کوچه های شهر کابل نگرانش کرده بود و حتی در زمانیکه از خانه اش بیرون میامد تا زانو در کثافات بند می ماند با قیافه حق به جانب قدم را جلو نهاده و خطاب به حاضرین فرمود:

من خیلی نگران وضعیت اولاد معلیمین در اینده نزدیک هستم!

وضعیت این بیچاره ها بد تر از وضعیت فعلی روز گار پدران سرگردان و بیچاره شان میدانم .

بلی این یک واقعیت هست! یک واقعیت کلی! این بیچاره ها از شیره  نان خشک و چای سیاه ایرانی  در بطن مادر به دنیا آمده و توسط همین چای سیاه در بطن مادر رشد نموده و بی خبر از وضعیت  خراب اقتصادی که پدرش دارد آماده تشریف اوری به دنیا پر اشوب میشود.

آری اگراز  معاش که اقای قره قل پوش برای والد محترم اش  مشخص کرده خبر میداشت هرگز هوس آمدن به این دنیا را نکرده و در همان بطن مادر خود کشی میکرد.

بچاره ها وقتیکه تولد هم میشوند تا زمان که وقت مکتب رفتن ایشان میشود روی یک ویتامن ندیده و نمیتوانند لب شان را به این ویتامین ها که همیشه در خانه وزرا و روساء در حبس ابد به سر می برند تر نمایند.

و به همین ترتیب تمام معلمین مضامین مختلف بیانیه های تند و تیزی خویش را ایراد فرموده  و خواهان  اقدام هرچه عاجل رئیس جمهور قره قل به سر افغانستان شدند.

ودر آخیر جلسه خویش را با صدور قطع نامه ذیل با دعائی اختتامیه که به خاطر دوباره برگشت دوباره رئیس جمهور به وظیفه قبلی اش در امریکا و دست بر داشتن از سری مردمی بیچاره افغانستان پایان دادند.

1. رئیس جمهور کشور باید میان معاش یک فامیل مرغ و یک فامیل معلم فرق قائیل شود.

2. اقلا معاش یک معلم  باید کمتر از 1/50 حصه معاش و سائیر امتیازات  یک وزیر( خواب خانه) کرزی کمتر نباشد.(درین صورت معاش حد اقل یک معلم 10000 افغانی خواهد شد).

3. نیم دسترخوانی  پولی یک وزیر خواب خانه باید به معاش  صد معلم  افزوده شود.

4.از جندین خانه های مودی روز که هر وزیری خواب خانه دارند اقلا دو خانه آن فروخته شود  و از پول خانه های فروخته شده هر وزیر برای 100 معلم خانه های گلی تهیه شود.(درین صورت تقریبا 7000 معلم صاحب خانه میشود).

5. 50 فیصد از موتر های تعقیبی وزراء برای حمل و نقل معلمین از خانه به مکتب و بر عکس آن در نظر گرفته شود.(درین صورت از 50 موتر تعقیبی وزراء 25 موتر آن متعلق به انتقالات معلمین میشود که روزانه مینوانند حد اقل 4500 معلم از این سهولت ها بهره مند شوند.

 

.

 

 

 

 

  

نوشته شده توسط ضیائی در 8:42 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه یکم اسفند 1386

 

 

خرما

 

بشنو ای جان حکایت دل را

شکوه و هم شکایت دل را

بود وقتی حکومت حاکم

با وزیری درشت نا سالم

سر زمین کهن خراسان را

خانه بو علی و ریحان را

منصب را نثار او کردند

ملت را شکار او کردند

کو ندانست این مقامش چیست

عزت و شان  و احترامش چیست

چون بداندند مقام فرنگی

ماهر ان فنون سگ جنکی

هرکجا تاخت تا توانش بود

هرچه آمد بران زبانش گفت

پاچه بالا زدو به جمعی تاخت

سنگ بر سوی دیگران انداخت

آن کو دیروز در بیابان بود

خاطر اشترانی چوپان بود

نی لباس و نه اب و نی نانی

دیده بود او به این فراوانی

انقلاب آمد او و سرجنگ شد

کرزی آمد وزیری فرهنگ شد

زاده گان قبیله و کهسار

غژدی را مانده امدند دربار

شد وزیری که از مقام خویش

بی خبر بود و از کلام خویش

حرفی از منصبش نمیدانست

اسپی چون مرکبش نمیدانست

او وزیری علیه فرهنگ شد

با توصل به مکر و نیرنگ شد

اولا جبهه با زبان گرفت

مثنوی را به خود نشان گرفت

کله اش بس کلان و لیکن پوک

او نگوید کتاب و گوید بوک

جان من ای وزیری بی تدبیر

دشمن پارسی به صد تزویر

این جوال دبنگ لا اوبال

دیوی پر کینه پر از جنجال

پهلوان شکم به ملک خوراک

با تعصب قرین و دل نا پاک

ای تعصب دل بر اشفته

بشنو این حرف های نا گفته

بر زبان فخر کار نادان است

کار افراد ضد ایمان است

واقعیت ولی این است

گفته هایت به خاطر کین است

ورنه این پارسی شکر گفتار

تاریخش بس قدیم و بس پر بار

تاریخش بیش از هزاران سال

روشن است جمله را بی جنجال

مولوی گور با وفایش بود

بوعلی  مرهم و دوایش بود

طوسی و سعدی زاده گانش است

شیخ عطار از    دکانش است

 

ادامه دارد..........................

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده توسط ضیائی در 11:30 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه یکم اسفند 1386

                                 

                                  تظاهرات  در شهر فیض اباد

 

تظاهرات مسالمت آمیزی برای بر کناری وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان  کریم خرم امروز چهار شنبه مورخ اول حوت سال روان در شهر فیض اباد به وقوع پیوست که تا کنون ادامه دارد.

این تظاهرات که  ناشی از فارسی ستیزی آخر وزیر فرهنگ عنوان میشود با اجتماع جمعی از فرهنگیان و جوانان و بزرگان ولایت بدخشان در مساجد شهر فیض آباد شروع شده و مظاهره کننده گان به صورت مسالمت آمیز به خیبان شهر آمده فیض آباد آمده و به صورت اعتراض علیه این اقدامات فرهنگ ستیزانه وزیر فرهنک شروع به راه پیمائی کردند.

این تظاهرات تحت نظارت شدید  نیروی های امنیتی و پولیس صورت گرفته و تدابیر شدید ی برای جلوگیری از به خشونت گرائیدن آن از طرف نیروی های دولتی روی دست گرفته شده است.

وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان، هفته گذشته اعلام کرد که یک گزارشگر و دو کارمند ارشد تلویزیون دولتی این کشور را، به دلیل استفاده از واژه های "خلاف اصول فرهنگی و اسلامی" مجازات کرده است.

بصیر بابی گزارشگر تلویزیون ملی افغانستان در ولایت بلخ، متهم شده است که با کاربرد واژه های فارسی دانشگاه، دانشکده و دانشجو در گزارش هایش، از ماده شانزدهم قانون اساسی که می گوید "اصطلاحات ملی باید حفظ شود"، تخطی کرده است.

این اقدام واکنش های گسترده ای را در رسانه ها و محافل مختلف ادبی و سیاسی افغانستان برانگیخته است.

برخورد وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان در مورد زبان فارسی، ظرف روزهای اخیر موضوع اصلی بحث در رسانه های داخلی این کشور بوده و تظاهرات مخالفان و موافقان آقای خرم را در شهرهای مختلف به همراه داشته است

 

نوشته شده توسط ضیائی در 11:23 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •