پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387
سال نو شما مبارک
چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387
مدیریت یا Managment
منجمنت عبارت از پروسه ديزاين وحمايهْ محيطى است كه دراّن
كارمى نمائيم ويا به عبارهْ ذيكگرمنجمنت پروسهْ دست
رسى به يك نتيجهْ دلخواه ازطريق استفادهْ مفيد از انسان (قوى بشرى)
(Human Resources) و منابع مادى است
.
توضيح (Explenation) :
تعريف فوق ميرساند كه منجمنت به انجام يك عمل معين سروكار دارد.
هنكگاميكه چنين عمل ماهرانه يابصورت مفيد انجام ميپذيرد ومحيطى كه دراّن قواى بشرى،منابع مادى بصورت موْثر مورد استفاده قراركگرفته وهدف دلخواه براّورده مى شود، منجمنت ناميده ميشود .
وظايف خاص يا (The Special Tasks) :
وظايف خاصيكه ذيلاً بيان ميكگردد به نام وظايف منجمنت ميباشد:
1- پلان كگذارى Planning
2- سازماندهى Organizing
3- تشكيلات Staffing
4- رهبرى Leading
5- كنترول Controling
دراين جاسوالى پيدا ميشود كه كى چنين وظايف را به انجام ميرساند؟
شخصى كه چنين وظايف را به انجام ميرساند بنام منجر ياد ميكگردد.
منجر شخصى است كه توسط افراد ديكگر به هدف ميرسد،يا منجرهااشخاصى اند كه با استفاده از قواى بشرى ومنابع مادى اهداف دلخواه ومورد نياز خود را حاصل مينمايند.
سطوح يا هرم منجمنت (Level of Managerment or the Management Pyramid).
سه (3) سطح يا هرم منجمنت عبارت اند از:
سطح بالائى منجمنت Upper level of management
سطح وسطى منجمنت Middle level of management
سطح پائينى منجمنت Lower level of management
1- سطح بالائى منجمنت Strategic Management :
منجمنت استراتيژيكى عبارت از تشخيص وظايف ومحيط كه اين وظايف دراّن انجام ميپذيرد و براى رسيدن به اهداف طويل المدت يك كمپنى دريك مدت معين وظيفه دارد.منجمنت سطح بالائى درموردنوع تشبث ياInterprize تصميم كگرفته وظايف خاص كركتروجهت اّنرا بصورت كُل تفهيم مينمايد.
2- سطح وسطى منجمنت Tectical Management :
منجمنت تكتيكى (تدابيرى)يا سطح وسطى منجمنت با پلانكگذارى تدابيرى وتصميم كگيرى درمورد بهترين شيوه براى انجام عمل وكنترول سروكار دارد. براى منجمنت سطح وسطى ندرتاً (ديكته) ميشود كه كدام وظايف رابايد به انجام برساند وبيشتراز همه كس بايد تشخيص نمايد كه وظايف مشخص را براى رسيدن به اهداف سازمان اتخاذ وعملى مينمايد.
3- سطح پائينى منجمنت :
سطح
پائينى منجمنت به صورت مستقيم مسوْليت پلانكگذارى وكنترول فعاليت هاى كار كگران را
به عهده دارد تا به اهداف سطح بالاْ مطابقت حاصل نمايد.
وظايف منجمنت (Functions of Management)
وظايف منجمنت به پنج كتكگورى ذيل تقسيم ميكگردد:
1- پلانكگذارى . 2- سازماندهى . 3- تشكيلات . 4- رهبرى . 5- كنترول .
1- پلانكگذارى (Planning):
پروسه به سر رسانيدن اهداف يك تصدى وانتخاب طريقه هاى مختلف براى فعاليت هاى اّينده وتكميل اين فعاليت ها است .
2- سازماندهى (Organizing) :
پروسه تنظيم وتقسيم وظايف بين افراد وكگروپ ها،هماهنكگى يا Co-Ordination فعاليت هاى اّنها به مقصد رسيدن به اهداف يك تصدى ميباشد. هم چنان سازماندهى تثبيت صلاحيت هاى منجمنت را احتواء مينمايد.
3- تشكيلات وتنظيم منابع قواى بشرى (Staffing, Human Resorces Management):
پروسهْ است كه دراّن رهبرى درمورد انتخاب ، ارتقاء و پاداش دادن كارمندان براى به انجام رسانيدن اهداف تشبث تعين مىنمايد.
4- رهبرى وهمكارى متقابل (Leading & Interpersonal Influence) :
عبارت ازپروسهْ تشويق اشخاص اعضاء(Peers)اشخاص مافوق يعنى Supervisor ، زيردستان يا Subordinate
وكارمندان
غيرتابع Non Subordinateوكگروپ
هاى است كه باميل وتوافق كامل دررسيدن اهداف تشبث همكارى
مى نمايند.
5- كنترول (Controlling) :
دراين پروسه، رهبرى بايد متفق كگردد كه اهداف تشبث رابادرايت وكفايت كفايت تطبيق كند اين پروسه موضوعات ذيل را احتواء ميكند :
1- تعين وتثبيت استاندارد.
2- مقايسه وميزان فعاليت هاى انجام شده.
3- تقويه وانكشاف موْفقيت ها واصلاح كرسى ها.
مراحل منجمنت (The Management Processes):
مراحل منجمنت را ميتوان بصورت كلى به پنج وظيفه ارائه نمود. يعنى :
1- پلانكگذارى .
2- سازماندهى .
3- تشكيلات .
4- رهبرى .
5- كنترول .
نكگاهى به تشكيل يك سازمان System view of Organization :
تعريف : سيتم عبارت ازتركيب اجزاى يك سازمان است كه باتاْثيرمتقابل براى انجام يك عمل فعاليت مينمايد. سازماندهى عبارت از سيستمى است كه دراّن اعضاى مختلف ،ديپارتمنت هاى مختلف با همكارى متقابل سازمان ومحيطى كه سازمان در اّن موجود است فعاليت مينمايد.درهرسازمان پارت هاى موجوداست كه زادهْ ماهيت يك سازمان است امادرهرنوع سازمان اجزاى اّن به قسمت هاى اساسى ذيل كتكگورى ميكگردد.
1- Input ( عامل ) 2- Process( مراحل ) 3- Output( محصول ياحاصل )
Ex: Input Process Output.
توضيح اجزاء :
1- (Input)يا عامل :
از همه اولتريك سازمان عوامل خودرا از محيط خود براى انجام يك فعاليت بدست مياّورد.اين عوامل بشكل افراد،پول،تكنالوژى وغيره است.براى فعاليت وپيش برد موْفقانه يك سازمان يك عامل ضرورت است كه درصورت عدم موجوديت اّن’ سازمان بزودى مضمحل شده واز بين ميررد.
2- (Process) يا تغيرشكل :
براى رسيدن به اهداف عمده يك سازمان مراحل معين طى ميكگردد كه درنتيجهْ اّن حاصل بشكل توليد كار تمام واّماده براى توزيع بدست مياّيد. مثال عوامل مورد نياز يك كمپنى موتر عبارت است از قواى كار، تكنالوژى،فولاد وغيره كه طى مراحل مختلف پراسس شده تغيرشكل مينمايد.وبشكل يك حاصل يعنى يك موتر كه هدف كمپنى مذكور است عرضه ميكگردد.
3- (Output) يا محصول :
حاصل يا نتيجهْ اّخرى تغيرشكل عوامل به شكل امتعه يا خدمت عبارت از محصول است.