تبليغاتX
به وبلاگ ضیائی خوش آمدید

شنبه شانزدهم تیر 1386

چرا با میر هزار چنین میشود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!

 

 

اگرچه در افغانستان  چندین سال میشود که بعد از سال های طولانی  و جنگ های خانمان سوزحکومت  نسبتا مردمی و انتخابی به  اریکه زور گوئی و سیادت تکیه زده است /اما باز  هم  و اظهار حقایق و خیانت  های  اکثر کارمندان  بلند رتبه  دولتی   به هر کسی گران تمام خواهد شد.

در حققت دزدی ها و چپاول های که قبلا در  کوه و دره با زور اسلحه و  نیزه می شد  حالا هم  به اوج خود رسیده است .

به این چور و چپاول و غارت خود سری ها حالا جامه و یا هم ماسک قانون پوشانده اند که بیشتر از پیش رواج یافته  و کسی هم نمیتواند با این خیانت ها و تبهکاری به مبارزه بر خیزد.

افشاء چنین حقایق تلخ و با ور نکردنی حکام و زمام داران امور افغانستان  برای هر کسی آسان نبوده  و ممکن به قیمت جان و  حیثیت او تمام شده  و یا هم منجر به تهدید و  زندانی شدن او گردد.

آقائی کامران میر هزار هم یک از نوسندگان دلییر و با شهامت افغانستان است که از هیج تهدید و  زور گوئی نهراسیده و تا توانست در افشائی مفسدین ادارات دولتی افغاستان به صورت مدلل و باارایه شوا هد و اسناد  از هیج سعی و تلاشی دریغ نورزید.

آقای میر هزار در واقع ژورنالیست کاملا مردمی  بوده و آنچه را مینویسد در حقیقت صدای مردمی مظلوم است   که سال ها  زیر هر نام و نشانی   محکوم گردیده و  مورد فریب شعار های پوچ و بی عمل حکام دولت و سوء استفا ده های آنها قرار گرفتند.

ما از دولت افغاستان میخواهیم  تا  در آزادی  آقائی میر هزار اقدام جدی نموده و نگزارند نا با ر  دیگر زمینه  چنین جنایت های  علیه خبر نگاران  و اهل قلم  مساعد شود.

این رسانه ها  و نویسندگان هستند که دولت را متوجه قدم های غیر اساسی و اشتبائی شان ساخته و  زمینه بر داشتن قدم های اصلاحی را برای شان مساعد میسازند.

 

 

 

نوشته شده توسط ضیائی در 11:49 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

جمعه هشتم تیر 1386

چرا به مرگ پنا ه  می برند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

آری ! آنچه را که اگنون دلم میخواهد برایتان بنویسم خیلی درد ناک هست ! و حتی از نوشتن آن اکنون دست و قلمم میلرزد !

صدا ی هزاران است که تا کنون جواب نشنیده اند !

جفائیست که آ گاهانه با جگر گوشه های خویش میکنند !

جکایتیست از ستم های که بر خود و خودی ها میکنند بی آنکه جفا ئی قلم داد شود!

 

بلی منتظر تان نمی گزارم :

این خلاصه سر گزشت سخت  و سیه روزی دختری معصومیست که با پای نهادن در گیتی پدر و مادر و یا آخند محل نامش را رجب ماه گزاشت.

رجب ماه در دهکده دور افتاده در یکی از ولسوالی های بدخشان تولد گردید !

این دخترک معصوم تازه پای در بهار 12 سالگی گزاشته بود که سر نوشتش به دگرگونی نزدیک شد / پدرش ظالمانه دخترک معصوم و خورد سال را با پسری که  ساکن ییکی از قرا ء دیگر این ولسوالی بود نامزاد ساخت.

بلی زمان  میخواستند به خانه شوهر و یا به گفته خود شان به خانه بخت روانش کنند که بیچاره از زندگی زنا شوهری و مسئولیت های آن چیزی نمیدانست!

بلا خره بعد از مراسم ویژه محلی ( گرفتن مهریه به شمول گوسفند /بز/گاو وغیره) و عقد نکاح با وکالت از طرف  دخترک مظلوم  او را روانه زندگی مشترک کردند که نه سهم خود را میدانست و نه معنی آن را !

به هر صورت دیری نگزشت که  چشم های حریٍث خوانواده و  شوهر پست و بی رحمش منتظر رسیدن مال میراث ( مقدار مال که  نظر به رسم و رواج آن محل از مهریه دختر  دوباره از طرف پدرش به او داده میشود) از طرف خوانواده دختر بودند.

اما پدر بی رحم رجب ماه  با وجود فروختن دخترک بیچاره در سن خورد از بجا نمودن این رسم محلی امتناع ورزیده و چیزی را از آنچه در بیعش گرفته بود برایش پس نداد.

کتک کاری و اذیت از طرف خوانوا ده   ظالم پسر شروع شد ! تا چندین ماه دخترک بیچاره را لت و کوب و توهینو تحقیر میکردند!

دخترک بیچاره روزانه از طرف برادر شوهرش و دیگر اعضاء خوانواده  چندین بار مورد لت کوب با چوب سنگ /لگد . ....... قرار میگرفت.

چه دشنام های  غلیظی نبود که نثار حالش نشود !

این همه آزار و اذیت و توهین و تحقیر فقط به خاطر این بود که چرا پدرت به  ما مال میراث تو را نمیدهد؟؟

برو و از خانه پدرت آنچه را که به او دادیم پس برگردان ! در غیر آن همین وضعیت ادامه خواهد داشت .

دخترک چندین بار به خانه پدرش که بیشتر از 5 کیلومتر از خانه بختش فاصله نداشت شبانگاه فرار نمود!

خلاصه یک سال تمام این وضیعت نا گوار را دخترک معصوم تحمل کرد.

نه رحم پدرش آمد تا بخش از  آنچه را که در بدلش گرفته بود   به خوانواده پسر پس دهد و نه چشم های حریص خوانواده پسر و شوهر ظالمش سیر  شدهند و نه از کتک کاری دست های شان خسته گردید.

برای آخرین بار دخترک که سرش را  با یک دستش شکسته بودند  به خانه پدرش فرار نمود .

این بار با ترحم واقعی پدرانه رو برو گردید!

پدرش از آمدنش راحت شده و خطاب به دخترش گفت:

تا حا هر چه کردی گزشت ! چیزی برایت نگفتم و عکس العمل جدی نشان ندادم !

این بار به  خدواند قسم میخورم که اگر بار دوم از خانه شوهرت به این جا فرار کردی و ما را از این بیشتر بی عزت ساختی / دیگر زنده نخوا هی ماند !

و بعد از گزشت چند دقیقه با مقدار تیل نزد دخترش آمده و به او اخطار میدهد که در آینده باید همه را تحمل نموده و دیگر به این جا سری نزند ! و اگر چنین شد با این تیل پطرول او را آتش خود زد.

دخترک را این بار هم  به خانه شوهرش فرستاتند و آن  کاملا آنچه را انجام داد که پدرش گفته بود !

دیگر به خانه پدر بی رحمش هرگز فرار نکرد!

فردائی آن شبیکه در خانه پر آزار خو نواده شوهرش سپری نموده بود   خود را بیچاره یافته و به آغوش مرگ پناه برد!

خود را در آغوش   دریائی که از قرییه چندان فاصله نداشت و از دامن کوه های پر از برف و یخ سر چشمه میگرفت عاشقانه انداخت.

فردای آنروز جسد بی جان رجب  را از میان سنگ ها و سنگ پاره های آن دریائی خروشان و طوفانی  یافتند و در کنار دیگر قربانیان جنایات بشری در خاک سرد دفنش کردند.

از این حادثه تا امروز که بیشتر از 20 روز نمگزرد همه او را فراموش کردند.

کسی حتی این را هم سوال نکرد که چرا این بیچاره دختر چنین کرد.

آری : این نمونه هزاران جنایاتیست که جز عاملین اصلی هیج کسی در مناطق خبر نداشته و یا هم هیج بهائی از طرف مقامات محلی داده نمیشوند.

 

نوشته شده توسط ضیائی در 7:1 بعد از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385

بر گرفته شده از آژانس خبری پژواک

ازمصارف صدها ميليون افغانى پول اوپراتيفى حساب داده نه شده است

کابل

آژانس خبرى پژواک ، ٢٠ قوس

 

بودجه سال ١٣٨٥ وزارت داخله، هشت مليارد وچهارصدو هشت ميليون افغانى را نشان مى دهد که هرسال ،مقدار ٨ صد ميليون آن بنام پول اوپراتيفى بمصرف مى رسد.

 

واليان ولايات کندهار،هلمند،زابل ،ارزگان،غزنى،پکتيا،خوست،ننگرهار،کنرونورستان ازچهارسال بدينسو، ماهانه ازيک الى پانزده ميليون افغانى ،بنام پول اوپراتيفى مصارف دارند.

 

سيدحسين انورى والىولايت هرات که ازين پول سهميه ندارد، ميگويد وزارت داخله مقدار پول اوپراتيفى را براى واليان ولايات، براساس فيصدى ناامنى ودرجه امنيت دريک ولايت مشخص ساخته است.

 

انورى با درنظرداشت معلوماتى که درين باره دارد ميگويد،پول اوپراتيفى ازپنج ميليون افغانى شروع شده وتا بيست ميليون افغانى که معادل چهارصد هزار دالرامريکايى است،پرداخته ميشود. هرقدرامنيت دريک ولايت خراب باشد به همان اندازه والى همان ولايت ازپول اوپراتيفى بيشتربهره مند ميگردد.

 

اينکه چرا وزارت داخله به اسدالله خالد (والى کندهار) پانزده ميليون وبه والى نورستان ماهانه يک ميليون افغانى پول اوپراتيفى ميپردازد وچرا چنين تفاوت وجود دارد؟

 

والى کندهار درين باره ازدادن هرنوع معلومات اباء ورزيد.

 

برعلاوه اين دو ولايت به والى ارزگان ماهانه ١٣ ميليون،به والى زابل ١٢ ميليون و به والى هلمند ١٠ ميليون افغانى بنام پول ا وپراتيفى پرداخته مى شود.

 

نورالحق علومى رييس کميسيون دفاعى و تماميت ارضى درپارلمان افغانستان ،جداً با توزيع وپرداخت پول هاى اوپراتيفى براى واليان موافق نيست واينکار را به تاوان سياست جارى دولت انتخابى حامد کرزى ميداند.

 

علومى مى گويد:((امروزکوشش مااينست تا آنانيکه ازدائره دولت افغانستان بيرون مانده اند، بايد پاى شان به داخل کشانده شود اما دريغا که پول هاى اوپراتيفى ازجمله عوامليست که مردم را ازدايره دولت خارج ميسازد.))

 

علومى با اين امر مخالف است که تاحال ازصورت پول اوپراتيفى واليان ،کدام مرجع قانونى بازپرس  نکرده است.

 

به گفته وى پول اوپراتيفى تنها شامل حال وزيرداخله و واليان نيست، بلکه وزيردفاع و قوماندانان قول اردوها نيزدرکنارامتيازات معاش واعاشه شان هرماه ازاين پول بهره مند ميشوند.

 

براساس اطلاعات کميسيون دفاعى و تماميت ارضى پارلمان، هرقوماندان قول اردو درماه دولک افغانى که معادل چهارهزاردالرامريکايى ميشود ومعاونين قوماندانان قول اردوها يک لک افغانى، زيرنام پو ل اوپراتيفى نصيب ميشوند.

 

اما تعدادى از واليان شکايت دارند که اينمقدار پول نمى تواند نيازمنديهاى اضطرارى آنهارا درولايات جوابگوباشد. آنها تقاضا دارند تا رييس جمهوردرقسمت پول اوپراتيفى ولايات تجديد نظر نمايد ومشکلات امنيتى وسياسى ولايات با هم تفکيک شود.

 

انجنيرمحمدداود والى ولايت هلمند، که درجنوب غرب کشور در  مقايسه باديگرشهرهاى افغانستان  هلمند ازناامن ترين  ولايات به  حساب مى رود، پول اوپراتيفى را نصف آن چيزى نشان مى دهد که براى اين ولايت ماهانه پرداخته مى شود.

 (( من ماهانه پنج ميليون افغانى را  بنام پول اوپراتيفى دريافت ميکنم ؛مقدارزياد آن  را دردستگاه پوليس به مصرف ميرسانم  چرا که پوليس درحالات اضطرارى ايجاب مصارف زياد را ميکند.))

 

وى مصارف روغنيات رادردستگاه پوليس ،مثال آورده ميگويد که يک موترپوليس روزانه  درحالت عادى  ٢٠ تا ٣٠ ليترتيل مصرف دارد اما درحالت جنگى ممکن همين موترتا ١٥٠ ليترتيل مصرف داشته باشد.

 

والى هلمند مثال ديگرى ازمصارف پوليس درآن ولايت داده ميگويد اعاشه سه وقته يک پوسته امنيتى پوليس دراوقات عاد ى نارمل بوده؛ ليکن وقتى افراد همين ماموريت به جبهه جنگ اعزام ميشوند، آنگاه لزوم دارد تا مقام ولايت برا ى آنها اعاشه فوق العاده درنظرگيرد که اين اعاشه، شامل سفريه و پول تشويقى ميگردد.

 

البته   درصورتيکه يکى ازاين سربازان جان خود رادرجبهه ازدست ميدهد، آنگاه  به خانواده او يک مقدارپول به عنوان اکراميه يا مصارف تکفين وجنازه نيزپرداخته ميشود.

 

گلاب شاه على خيل سخنگوى والى زابل ميگويدکه  والى زابل ماهانه يک قسمت ازپول اوپراتيفى را دراعاشه واباطه يکصدوپنجاه طالب به مصرف ميرساند که  به مدرسۀ درشهرقلات درس مى خوانند.

 

 مگرعلى خيل مقدارمشخص اين پول راروشن نساخت.

 

دلبرجان آرمان والى ولايت زابل درتماس تيليفونى به مرکز ژورناليزم بين المللى گفت، اونميخواهد رقم اين پول را دراختيارژورناليستان قراردهد، زيرا اين اسرارملى است و پول او پراتيفى درموارد خاص سياسى و نظامى به مصرف ميرسد.

 

اسدالله خالد والى کندهار، نيز ازافشاء رقم پول اوپراتيفى خود دارى نموده به مرکزژورناليزم بين المللى گفت:(( من درباره پول اوپراتيفى مالومات ندارم ،شما ميتوانيد  از وزيرداخله مالومات بگيريد .))

 

آقاى شاليزى(ديدار) که در اين اواخر به حيث  والى ولايت کنر مقررشده نيز از واليانى حساب ميشود که درقسمت مقدار وتحويلگيرى اين پول اتفاق نظرندارد.

 

به گفتۀ آقاى ديداردرطول سه ماه براى او صرف يک بار آن هم چهل لک افغانى به عنوان پول اوپراتيفى ازآدرس رياست دولت به کنر انتقال يافته است.اين درحاليست که براى ولايت کنر ،ماهانه چهارميليون وهفتصدو نودو سه هزارافغانى منظورگرديده است.

 

واليان ولايات قسميکه  درباره مقدار و وجه مصرفى اين پول نظريات متفاوت دارند ؛ همانگونه عقايد آنها درقسمت حسابدهى پول اوپراتيفى به جانب دولت يکسان نيست.

 

والى کنر به مرکز ژورناليزم بين المللى گفت، هيچ کس حق پرسان وحسابگيرى اين پول را ازاو ندارد،زيرا اين پول را به وى حامد کرزى ميپردازد، نه کدام بانک ونه هم کدام  مستوفيت.

 

شاليزى مى گويد:((باوجود آنکه پرداخت اين پول کدام حساب بانکى ندارد ؛ ليکن وى با آن هم حاضربه دادن حساب است.))

 

تعدادى از واليان که از دريافت پول اوپراتيفى محروم ميباشند،اينکار دولت را دربرابرشان سياست يک بام و دوهوا خوانده ازپاليسى دولت شکايت دارند.

 

محمد آقا معاون محاسباتى وعملياتى رياست خزاين وزارت ماليه به مرکز ژورناليزم بين المللى گفت که صلاحيت تعيين پول اوپراتيفى براى والايات را تنها  مشاورامنيتى رييس جمهورافغانستان آقاى زلمى رسول به عهده دارد.
 

وى اضافه نمود،برعلاوه پول اوپراتيفى که به ده ولايات ناامن پرداخته مى شود، شخص وزيرداخله دراخير هرماه مبلغ بيست ميليون افغانى را ازبوديجه سالانه آن وزارت بنام پول اوپراتيفى تسليم ميشود.

 

يکنفر از مقامات بلند پايه شوراى امنيت افغانستان که در راس آن آقاى زلمى رسول مشاورامنيتى رييس جمهور قراردارد،به مرکز ژورناليزم بين المللى گفت:((شوراى امنيت تنها وظيفه نظارت و هماهنگى مسايل امنيتى را بعهده دارد،پيشنهاد،منظورى راپوردهى ومسايل ديگر پول اوپراتيفى تنها به وزارت داخله افغانستان ارتباط دارد.))

 

مسؤولين رياست خزاين وزارت ماليه نمى دانند که وزيرداخله افغانستان، اين بيست ميليون افغانى، پول اضافى را ماهانه درکدام موارد به مصرف مى رساند؟ زيرا وزير داخله دراخير هر ماه به آنها سندى را تقديم مى دارد که مصرف کُلى را نشان مى دهد نه جزئيات مصارف را.

 

زمانيکه از سخنگوى وزارت داخله آقاى زمرى بشرى رقم دقيق پول اوپراتيفى سوال شد‌، وى به مرکز ژورناليزم بين المللى جواب رد داده گفت که او ازمقدار ورقم اين پول ها چيزى نميداند.

نوشته شده توسط ضیائی در 10:51 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

دوشنبه بیست و پنجم دی 1385

بر گرفته شده از سایت بی بی سی و هفت اورنگ


سرخط اخبار افغانستان:


مقامات افغان می گويند در اثر يک درگيری سنگين با نفرات وابسته به گروه طالبان در ولايت هلمند حداقل سی تن از شورشيان کشته و بيست نفر ديگر زخمی شده اند.

نبی جان ملاخيل، فرمانده پليس هلمند می گويد اين عمليات در ولسوالی کجکی صورت گرفته و در آن نيروهای افغان و ناتو گروهی از طالبان را هدف حمله قرار دادند.

به گفته آقای ملاخيل در اين عمليات به چندين واسطه نقليه و تجهيزات نظامی طالبان نيز آسيب رسيده است.

قاری يوسف که خود را سخنگوی گروه طالبان می نامد گفت که در اين درگيری تنها دو تن از افراد وابسته به آنان کشته و هفت نفر ديگر زخمی شده است.

     گفتگوی هيلری کلينتون با حامد کرزی در کابل

هيلری کلينتون، سناتور آمريکايی، در جريان دومين سفرش به افغانستان با حامد کرزی، رييس جمهور اين کشور، در مورد نياز به افزايش سربازان برای مبارزه با طالبان در افغانستان گفتگو کرده است.

تنش ميان پاکستان و افغانستان، روند بازسازی افغانستان و تامين حقوق زنان اين کشور از مسايل ديگری است که در ديدار هيلاری کلينتون با حامد کرزی مطرح شد.

يک منبع دفتر مطبوعاتی رياست جمهوری افغانستان گفت ، آقای کرزی در ديدار با خانم کلينتون مبارزه با مواد مخدر را يکی از اولويت های دولت خود برشمرده است.

مقامات در سفارت آمريکا و همچنين دولت افغانستان می گويند، در اين سفر خانم کلينتون را "ايون بی"، سناتور حزب دموکرات و "جان مهگ"، نماينده حزب جمهوريخواه آمريکا همراهی می کنند.

     آمادگی ائتلاف به عمليات فرامرزی عليه 'تروريستها'

يک فرمانده ائتلاف تحت فرمان آمريکا در افغانستان گفت نيروهای آنها آماده اند به حملات فرامرزی عليه شورشيان افغان دست بزنند.

بنجامين فريکلی فرمانده عملياتی ائتلاف بين المللی ضدتروريسم در شرق افغانستان، در نشستی با خبرنگاران در پايگاه هوايی بگرام کابل گفت اگر طالبان و تروريستها از آن سوی مرز وارد افغانستان شوند، نيروهای ائتلاف توانايی بمباران مواضع آنها در خارج از اين کشور را دارند.

آقای فريکلی در عين حال گفت عمليات نيروهای ائتلاف در خارج از خاک افغانستان، با شرکت و همکاری ارتش پاکستان انجام خواهد شد.

اين فرمانده گفت که ائتلاف پيشتر هم در داخل خاک پاکستان دست به اقدام نظامی زده است و اگر لازم باشد، باز هم اين کار را خواهد کرد.

     تغييرات گسترده در پليس افغانستان

وزارت داخله افغانستان، از تغییرات گسترده در فرماندهی و اداره پليس اين کشور خبر داده است.

دفتر مطبوعاتی وزارت داخله اين کشور، فهرست چهل نفره ای را در اختيار رسانه ها قرار داده که از تغييرات گسترده در فرماندهی پليس مرکز و ولايات و ادارات وابسته به آنها خبر می دهد.

اين تغييرات که به تاييد حامد کرزی رييس جمهور افغانستان رسيده، شامل فرماندهان پليس کابل پايتخت و پانزده ولايت ديگر می شود.

به فرمان حامد کرزی رييس جمهور افغانستان، عصمت الله دولت زی، جانشين امان الله گذر در فرماندهی پليس کابل شده است.

     جنجال ادغام اتاقهای تجارت و صنايع افغانستان

مسئولان اتاق تجارت بين المللی افغانستان وزارت تجارت اين کشور را متهم کرده اند که برخلاف قانون اساسی کشور، تلاش می کند تجارت را به سمت انحصاری شدن بکشاند.

آنها می گويند اين وزارت می خواهد اتاق تجارت بين المللی را با اتاق صنايع و تجارت که از گذشته در افغانستان فعاليت دارد، ادغام کند.

ولی مقامات وزارت تجارت افغانستان در حالی که موضوع تکثر نهادها را مطابق با روحيه قانون اساسی اين کشور می دانند، در عين حال می گويند به منظور پايان دادن به هرج و مرج امور بازرگانی، نياز است تا اين وظايف از يک نهاد مشخص انجام شود.

آذرخش حافظی مسئول اتاق تجارت بين المللی افغانستان می گويد به منظور "ساختن افغانستان نوين"، به ايجاد موسسات گوناگون در تمام عرصه ها نياز است.

     استقبال افغانستان از گزارش نگروپونته

دولت افغانستان از اظهارات رييس اداره ملی اطلاعات آمريکا در مورد استقرار سران القاعده در پاکستان، استقبال کرده است.

جان نگرو پونته گفت سران شبکه القاعده در پاکستان پايگاهی امن يافته اند که از آنجا تشکيلات خود را به سراسر خاورميانه، شمال آفريقا و اروپا گسترش می دهند.

اين اظهارات، با استقبال دولت افغانستان مواجه شده که بارها گفته است مناطق قبايلی پاکستان، جايگاه فعاليت سران طالبان و القاعده است.

جاويد لودين رييس دفتر حامد کرزی به بی بی سی گفت که اظهارات آقای نگروپونته، حقانيت ادعاهای دولت افغانستان را نشان می دهد و بالاخره آمريکايیها به اين موضوع اعتراف کردند.

     ناتو تلفات غيرنظاميان در هلمند را تکذيب کرد

نيروهای تحت فرمان ناتو در افغانستان، وارد آمدن تلفات به غيرنظاميان افغان، در جريان حمله هوايی به مواضع طالبان در جنوب اين کشور را رد کرده اند.

پليس افغانستان می گويد دست کم سيزده غيرنظامی و حدود شانزده جنگجوی طالبان، در حمله اخير ناتو به مواضع اين گروه کشته شدند.

اين حمله، روز پنجشنبه در ولسوالی گرمسير، در ولايت آشوب زده هلمند روی داد.

اما مقامات ناتو می گويند هيچ نشانه ای از وارد آمدن تلفات به غيرنظاميان در اثر اين حمله، وجود ندارد.

     'القاعده در پاکستان نيرو گردآوری می کند'

رئيس اداره عمليات اطلاعاتی آمريکا گفته است که سران شبکه القاعده در پاکستان پايگاهی امن يافته اند که از آنجا تشکيلات خود را به سراسر خاورميانه، شمال آفريقا و اروپا گسترش می دهد.

جان نگروپونته مدير دايره اطلاعات ملی عقيده دارد که شبکه القاعده از درون خاک پاکستان امکانات اجرايی و روابطی گسترده به وجود آورده است.

آقای نگروپونته به کميته مجلس سنا در واشنگتن گزارش داد که به عقيده او القاعده شبکه فعالی است که همچنان بزرگترين خطر برای منافع آمريکا محسوب می شود.

به گفته آقای نگروپونته عمليات انفجاری همچنان اولين حربه شبکه القاعده است، اما "اين سازمان تروريستی در عين حال تلاش می کند به اسلحه هسته ای، شيميايی و بيولوژيک دست يابد."

     'ستاره افغان': رقابت جوانان آوازخوان

شايد کمتر کسی را در شهرهای بزرگ افغانستان سراغ گرفت که با نام برنامه تلويزيونی ستاره افغان آشنايی نداشته باشد.

اين برنامه هر هفته يک بار از تلويزيون خصوصی طلوع در افغانستان پخش می شود و در آن جوانان افغان با اجرای آهنگ های افغانی بر سر کسب لقب ستاره افغان با هم رقابت می کنند.

اين روزها دومين دور برنامه ستاره افغان وارد مراحل نهايی خود شده و رقابت ميان کمتر از پنج آوازخوان جوان که تا حالا از آزمون های مختلف گذشته اند، ادامه دارد.

به گفته مجريان برنامه ستاره افغان، در آغاز ثبت نام برای شرکت در اين برنامه که در شهرهای مختلف افغانستان برگزار شد، صدها جوان افغان نام نويسی کردند که شماری از آنها موفق به سپری کردن آزمون ورودی به برنامه ستاره افغان نشدند و تعدادی ديگر نيز پس از اجرای آهنگ هايی روی ستيژ (سکو) از ديگران عقب افتادند.

     انتشار مجموعه آثار احمد ظاهر در 'کتاب عشق'

به تازگی مجموعه آثار صوتی احمد ظاهر، آوازخوان سرشناس افغان، به صورت کتاب و سی دی، در شهر مشهد ايران گردآوری و منتشر شده است.

"کتاب عشق"عنوان کتابی است که مجموع کامل ترانه های آهنگ های احمدظاهر را دربر گرفته است.

در ابتدای کتاب، محمد ظاهر سپاس گردآورنده اين آثار، ضمن اشاره به زندگی هنری احمد ظاهر، در باره آشنايی اين هنرمند با آهنگسازانی چون استاد سليم سرمست، استاد ننگيالی، استاد نينواز، استاد شاه ولی ترانه ساز و اينکه چگونه احمد ظاهر به راديو کابل راه يافت معلومات داده است.

در بخش اصلی کتاب متن تمام غزلياتی که احمد ظاهر آنها را اجرا کرده با نام شاعران آمده است.

نوشته شده توسط ضیائی در 10:48 قبل از ظهر |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه چهاردهم دی 1385

مردم چه میگویند

درد دل مردم بدخشان و یا نامه سرگشاده به زیر

 

 

 

برق به تکلیف و دوکتورس  درمانخواه در بدخشان

جلالتمآب محترم وزیر انرژی و آب دو لت اسلامی افغانستان !

محترما:

مردم شریف بدخشان ارادت شان را در طبق اخلاص گذاشته و نثار مقام عالی میدارند. بعدا با یک پرسش که برق به تکلیف و درمانخوا بدخشان الی چه وقت و با اصدار حکم چه مقام تعین تکلیف خواهند گردید؟ عرض میدارند که:

بیش  از دو دهه نا هنجاری ها در کشور دفع کار شکنی ها و ابهامات گذشته را با خود دارد ولی نیمی از دهه سیوم که استقرار دولت و......را با خود داردو ساحات مختلف کشور را با سرمایه گزاری های کلان بین المللی تحت پوشش قرار داد/از جمله عقد قرار داد ها و وارد کردن برق/ نصب پایه های استندرد/ کیبل کشی و اتصال بعض ولایات به  پایتخت میباشد که بدخشان هرگز و در طول تاریخ جزء جعرافیائی این کشور محسوب نگردیده است .

فقط  ما مردم مظلوم و و به سیاه روزی گرفتار ساخته شده شاهد عزل و نصب  غسالان ماهر و و کفن کش های حرفوی از طرف دولت مرکزی خود به نام والی ولایت ق- امنیه و غیره بوده ایم که هر گز اجرائی فرامینی را از بالا جات فرض اینکه اصدار هم شده باشد مرعی نداشته اند.

تمام برنامه های خدماتی این مهره های توظیفی  درین ولایت برای این مردم فروش عقد قرارداد ها ی سی هزار دالری بالای تجاران بزرگ /آوردن افراد مربوط به پارت خودشان از اینجا و آنجا پیشنهاد و صبغه قانونی بخشیدن آن و صد ها نیرنگ دیگر بوده است وبس.

یکی دیگر از برنامه های تحقیر کننده والی این ولایت برای مردم بدخشان به بازی گرفتن سرنوشت برق بیمار و و علیل از کار افتاده این ولایت است که از بد و احداث با ظرفیت تقریبا 200 کیلو وات که الان 30 الی 35 کیلو وات قدرت تولید را با خود دارد میباشد.

به اثز کمتر طرف توجه قرار گرفتن این شعبه کارگری از طرف مقامات وزارت مربوطه درین ولایت است که والی موجوده نظر به ادعای خودش تقربا دو سال از ایفای وظیفه اش درین ولایت میگذرد که تعمیر این دستگاه کارگری  در بغل گوش و دفتر کار جناب شان قرار دارد هیج کس هرگز شاهد نبوده و نیست که یکبار برای ادای مسئولیت های وظیفوی اش از نزدیک گاهی نظارت کرده باشد.

اما از تولید این دستگاه و زحمت کشی های فراوان کارگرانش فقط این والی است که استفاده نموده و عیش می بیند.

لهذا روساء به نام اداره کننده باید طرف قرار دادی های والی بوده باشند/ بدین ملحوظ پیشنهاد ها و خواست های مشروع و مکرر مردم در زمینه نا دیده گرفته شده و احکام مقام وزارت از طرف این والی مسترد میگرددواز تطبیق هر نوع پیش زمینه های وعده داده شده وزارت جلیله در آینده میخواهند جلو گیری به عمل آید.

دیگر افراد مسلکی با سابقه شفاف کاری که وزارت محترم هم معلومات دارند و به اساس پیشنهاد ها و خواست های مکرر مردم که احکام مقام وزیر محترم را در مورد بسیار صریح با خود دارد والی نیازی نمی بیند و حکم وزیر محترم را بی شرمانه مسترد مینماید.

در مقابل والی شخص از   دسته ای    از یاران نا بکار که خود مربوط  به همان آردر است را پیشنهاد کرده و مهره های درون ولایتی هم به نوبه خود داکتر جراح را با صرف چند خوراک کباب نیم روزی از وی قول به ابقا در سمت را داه اند.

و به وزارت هم پیشنهاد فرموده اند.حال ما مردم عزادار و در سوگ و سیاهی نشسته تا به کی در انتظار  سرنوشت این برق  به تکلیف و دوکتورس درمان خواه خویش در بدخشان بوده باشیم.

 

                                                                                             و من الله توفیق.

 

 

نوشته شده توسط ضیائی در 10:25 قبل از ظهر |  لینک ثابت   •